تعریف مالیه رفتاری:   Behavioral  Finance                                                                                            ارتباط علم مالي و ساير رشته هاي علوم اجتماعي که به عنوان روانشناسي مالي)مالیه رفتاری) معروف شده است و به بررسي فرآيند تصميم گيري سرمايه گذاران و عكس العمل آنها نسبت به شرايط مختلف بازارهاي مالي مي پردازد و تاکيد آن بيشتر به تاثير شخصيت ، فرهنگ و قضاوتهاي سرمايه گذاران بر تصميم گيري سرمايه گذاري مي باشد. تحلیل رفتار سرمایه گذاران در ادبیات مالی تا مدتها بر اساس نظریه کلاسیکها مانند  نظریه مطلوبیت اقتصادی و نظریه رقابت تفسیر می شد. بر اساس اصول بنیادین نظریه مطلوبیت ،یک سرمایه گذار (1)کاملا عقلایی است و تصمیمات منطقی خواهد گرفت(2) قادر به حل مسائل پیچیده خواهد بود(3) ریسک گریز است و(4) همواره در صدد آن است که ثروت خود را حداکثر نماید. رفتار واقعی سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار در برخی موارد نظریه حداکثر کردن مطلوبیت و سایر نظریات کلاسیک را زیر سوال می برد. بنابراین نظریه رفتاری در مباحث مالی مورد توجه قرار گرفت. اساسا مالیه رفتاری بسیاری از مفروضات بنیادین مالیه سنتی را به چالش میکشد که یکی از آنها فرض عقلایی بودن همه سرمایه گذاران است. مالیه رفتاری بر روی چگونگی تفسیر و به کار گیری اطلاعات در فرایند تصمیم گیری سرمایه گذار تمرکز دارد و تشریح کننده بسیاری از رفتارهای غیر منطقی و غیرعادی در بازار است. رابرت شیلر دارنده جایزه نوبل اقتصاد می گوید بحران مالی گریبانگیر جهان در چند سال گذشته دارای ریشه های پیچیده رفتاری و روانشناسی بوده است.  مالیه رفتاری علت انحراف در قیمت برخی دارایی ها را از ارزش ذاتی آنها، وجود سرمایه گذاران غیر عقلایی می داند . مالیه رفتاری در شکل دادن به فرضیه ها و نظریات خود از دانشهایی مانند روان شناسی، جامعه شناسی و حتی  عصب شناسی و خصوصا زیرشاخه هایی از آن مانند روان شناسی عصبی وام میگیرد. یکی از بنیادی ترین مفاهیم در این زمینه، تمایز بین دو دستگاه یا فرایند مجزای تصمیم گیری در انسان است. این دو فرایند را محققان برجسته ای همچون montier  سیستم x و سیستم c نامیده اند. سیستم X اساس رویکرد احساسی به تصمیم گیری است. این سیستم به صورت پیش فرض در مغز انسان فعال است و همه داده ها ابتدا برای پردازش وارد این دستگاه میشوند. سیستم X به صورت خودکار و بدون زحمت کار میکند و تصمیم گیری در آن بر اساس معیارهایی همچون شباهت، آشناییت و نزدیکی زمانی صورت میگیرد. در واقع سیستم X یک سیستم راضی کننده است که به جای یافتن پاسخهای دقیق، پاسخهای تا حدودی درست را به سرعت ایجاد میکند.  در مقابل این سیستم، سیستم  Cوجود دارد که روش منطقی پردازش اطلاعات را بکار میگیرد. این سیستم ، به صورت استدلالی، کند و سریال عمل میکند . بنابراین تصمیم گیری مبتنی بر احساسات تاریخچه تکاملی بسیار طولانی تری نسبت به تصمیم گیری مبتنی بر منطق دارد. آنچه اهمیت دارد این است که تصمیم های سرمایه گذاری عمدتا نیازمند تفکر منطقی اند و نه انتخاب احساسی.  با این وجود تحقیقات نشان میدهند که اغلب سرمایه گذاران، حتی ماهرترین و آموزش دیده ترین آنان، در تصمیم گیریهای خود غالبا بر احساسات تکیه میکنند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آگاهی از نقش عوامل روانشناختی در تصمیم گیریهای سرمایه گذاری که هدف از مطالعه مالیه رفتاری است، در بهبود این تصمیمات و نهایتا عملکرد مالی سرمایه گذاران نقش اساسی دارد. با شناخت نحوه تصمیم گیری سرمایه گذاران موفق می توان به چگونگی برخورد آنان با این دامهای ذهنی آشنا شد. طبق تعریف فاما در يك بازار کارا، قيمتها تمامي آنچه که در مورد يك دارايي فهميده مي شود را در خود منعكس مي کنند. از بنيانگذاران اين حوزه از دانش مالي، روانشناس مشهور دانيل کاهنمن (Daniel Kahneman) است که در سال 2001 به خاطر ارائه مدلهايي جهت تبيين رفتار سرمايه گذاران ، تحت شرايط عدم اطمينان، به دريافت جايزه نوبل اقتصادي نائل شد.   اساس و پايه تئوريها و مباحث ماليه استاندارد فرض اساسي تمام اين تئوريها,کارائي بازار است . طبق فرضيه بازار کارا، قيمت هاي دارايي مالي در برگيرنده همه اطلاعات موجود مربوط به آن دارايي ها ست و قيمت ها در هر زماني به عنوان تخمين بهينه اي از ارزش صحيح سرمايه گذاري شكل مي گيرند.   اين فرضيه بر اين اساس قرار دارد که سرمايه گذاران رفتار عقلايي دارند . به اين معني که همه اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش کرده و به دنبال حداکثر ساختن مطلوبيت مورد انتظار هستند و کسی نمی تواند بازده غیر عادی و بالاتر از میانگین داشته باشد. براساس تئوري مطلوبيت مورد انتظار ، انسان مخاطره گريز است و منحني کارکرد مطلوبيت يك فرد حالت مقعر دارد. ظهور ابعاد رفتاري و روان شناختي در مباحث مالي و سرمايه گذاري در ظهور علوم رفتاری در تصمیمات مالی ,عوامل و ساختهای گوناگونی که رفتار سرمایه گذاران را شکل می دهد ,مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت اين موضوع اين است که نشان مي دهد تصميمات سرمايه گذاري تنها تحت تاثير شاخص هاي اقتصادي و عقلانيت قرار ندارد بلكه مقوله هايي از قبيل افق سرمايه گذاري ، ميزان تحمل مخاطره ، اعتماد به نفس و اطميناني که سرمايه گذار به آن گزينه و فرآيند سرمايه گذاري در بازار دارد و مواردي از اين قبيل نيز تاثير بسزايي در رفتار سرمايه گذاران و نوع تصميمات آنها دارد. این جنبه از تصميمات مالي و سرمايه گذاري به دنبال فهم و پيش بيني دخالت و تاثير تصميمات روانشناختی در بازار مالی منظم است. علوم رفتاري در مباحث مالي ، يك رويكرد جديد نسبت به مطالعات بازارهاي مالي است . اين رويكرد به اين موضوع مي پردازد که برخلاف مباحث و تئوريهاي مالي استاندارد، گرايش هاي رفتاري و شناختي مي توانند بر قيمت هاي دارايي هاي مالي تأثير گذار باشند.   تئوری چشم انداز(prospect theory) بر طبق تئوري مطلوبيت مورد انتظار(EuT) سرمایه گذاران ریسک گریزند و ریسک گریزی معادل مقعر بودن تابع مطلوبیت است به این معنی که مطلوبیت نهایی ثروت کاهش می یابد. اگر چه تئوري مطلوبيت به مدت طولاني يك تئوري جالب و جذاب بوده است ، اما اين تئوري در پيش بيني سيستماتيك رفتار انسان، حداقل در شرايط نامطمئن، موفق نبوده است. بهمين دليل کانمن و تورسكي در سال ١٩٧٩ تئوري چشم انداز را ارائه کردند که نشان ميدهد چگونه سرمايه گذاران در بعضي مواقع به طور سيستماتيك تئوري مطلوبيت را ناديده مي گیرند. براساس تئوری مطلوبیت مورد انتظار ، تابع مطلوبیت به صورت مقعر می باشد ولی بر طبق تابع ارزش ارائه شده توسط کانمن و تورسکی ، شیب تابع مطلوبیت ثروت قبل از نقطه عطف در حال افزایش و پس از آن با افزایش ثروت در حال کاهش می باشد. در تئوري هاي قبلي گفته مي شد سرمايه گذاران، ريسك گريز هستند ولی  کانمن و تورسكي بيان کردند که زماني كه سرمايه گذاران در قسمت منفي ثروت (ضرر) هستند آنگاه از ريسك گريزي به ريسك پذيري تغيير جهت مي دهند . نمودار تابع ارزش کانمن و تورسكي در زير آمده است :   تئوري چشم انداز ۴ بخش مهم از ابعاد رفتاري سرمايه گذاران را در بر مي گيرد عبارتند از : 1-    ضرر گریزی                                                                                                             2-    حسابداری ذهنی 3-    کنترل شخصی    4-    دوری از تاسف و نگرانی                                                                                                                 1-    دوری از زیان یا ضرر گریزی (LOSS AVERSION )                                                                                                                                                                     شواهد تجربي نشان مي دهد که دردناکي ضرر و زيان دو برابر لذت همان مقدار سود و منفعت می باشد. به همين طريق سرمايه گذاراني که در خريد بعضي از سهام يا اوراق بهادار ديگر ضرر کرده اند (پایین تر از نقطه عطف قرار دارند) به اميد اينكه سرانجام قيمت ها بر خواهند گشت ,ریسک بیشتری کرده و سها مشان را نگه می دارند (ریسک پذیری سرمایه گذاران) و در حالت بالاتر از نقطه عطف , سرمایه گذار دوباره به حالت ریسک گریزی تغییر حالت خواهد داد. 2-    حسابداری ذهنی(MENTAL ACCOUNTING) حسابداری ذهنی نیز قسمتی از تئوری چشم انداز است که گرايش افراد را به قراردادن  رويدادهاي مخصوص به حسابهاي ذهني متفاوت براساس ويژگي هاي ظاهري نشان می دهد. 3-    کنترل شخصی(SELF-CONTROL) تئوري کنترل شخصي در واقع به اين نكته مي پردازد که سرمايه گذاران گزينه هایی را برای سرمایه گذاری انتخاب می کنند که بتوانند شخصاً و در مواقع لزوم محدودیتها و کنترلهای لازم را روی آن اعمال نمایند. 4-    دوری از تاسف و پشیمانی(REGRET AVERSION) افراد پس از درك اشتباهاتي که انجام داده اند معمولاً دچار درد و پشيماني مي شوند و اين احساس پشيماني و ندامت به خاطر نتيجه احتمالي بدي است که يك تصميم گير ي نادرست به بار آورده است و افراد در فرآيند دوري و اجتناب از اين احساس پشيماني ممكن است رفتارهايي را از خود نشان دهند که خيلي منطقي نباشد. تورش هاي رفتاريBehavioral Biases)) منظور از تورش ، انحراف از تصميم گيريهاي درست و بهينه است. از آنجایی که زمان و منابع شناخت محدود هستند ، نمی توانیم داده هایی را که از محیط به دست می آوریم به صورت بهینه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم . بنابراین ذهن انسان به طور طبیعی از قواعد سر انگشتی (Rule of thumb) استفاده می کند. سه دسته کلی از منابعي که باعث ايجاد تورش در فرآيند تفكر و تصمیم گیری افراد می شوند عبارتند از : الف- روشهاي ابتكاري ب- خودفریبی ج- تعاملات اجتماعی الف -رفتارهاي مبتني بر تجربه و آزمون خطا(ابتکاری) (Heuristics) واژه ابتکاری در فرهنگ لغت به معنای رفتار و تصمیم گیری بر اساس مستندات و تجارب گذشته است. واژه ابتکاری اشاره دارد که براساس آن افراد رفتارهائي را بر اساس آزمون و خطا توسعه می دهند. توضیح می دهد که چرا گاهی  بازار غیر عقلانی و غیر منطقی عمل می کند. از آنجائیکه ظرفیت پردازش اطلاعات در بشر محدود است اشخاص به روشهای تصمیم گیری ناقص یا روشهای ابتکاری روی می آورند که به تصمیم گیریهای نسبتا خوبی نیز منجر می شوند.به این مختصر سازی که در فرایندهای تصمیم گیری صورت می گیرد،ساده سازی ابتکاری گفته میشود. در واقع روشهای ابتکاری یک سری قواعد سرانگشتی هستند که موجب سهولت در فرایند تصمیم گیری می شوند. ذهن انسان از این قواعد سرانگشتی به منظور حل سریع مسایل پیچیده استفاده میکند.   ب- خود فریبی:(Self –deception) مهمترین پدیده ای که در زمینه خود فریبی بحث شده است ، اعتماد بیش از حد است. شواهد زيادي وجود دارد که نشان مي دهد اشخاص ، به دانش و توانايي هايشان بيش تر از آن چيزي که هست اعتماد دارند معمولاً پيش بيني افراد از احتمال وقوع پديده ها يا خيلي افراطي يا خيلي تفريطي است. برای مثال وقتی شخصی می گوید احتمال وقوع یک رویداد 90 درصد است ، معمولا پیش بینی او کمتر از 70 درصد موارد صحیح است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد تحلیل گران مالی ، حتی زمانیکه مدارک و شواهد نشان دهنده این است که برآوردهای قبلی آنها صحیح نیست ، برآورد قبلی شان را به راحتی مورد تجدید نظر قرار نمی دهند. در نظریه خود فریبی ، علاوه بر اعتماد بیش از ، به مكانيسم هايي پرداخته مي شود که طي آن اشخاص به دنبال راههايي مي گردند که پيامد تصميم گيري هاي خود را توجيه کنند و بدين ترتيب بتوانند احترام ديگران را به خودشان جلب کنند. ج - تعاملات اجتماعی: ( Social Interaction ) اشخاص گرايش دارند تا در تصميم گيري ها و قضاوت هايشان با ديگران هم نوا شوند . اکثر سرمایه گذاران دچار عکس العمل احساسی در جو بازار می شوند. به عبارت دیگر حتي زماني که سيگنال هاي اطلاعاتي به فرد مي گويند خريد وفروش کدام يك مناسب است ، سرمايه گذاران باز هم نسبت به تصميم گيري صحيح مردد هستند . اين سئوال پيش بيايد که  کدام الگو صحيح است؟ در پاسخ به اين سئوال بايد گفت اين که کدام الگوي رفتاري در بازار غالب مي شود به شرايط و زمينه اي که اطلاعات در آن پخش مي شود بستگي دارد.   رفتار رمه ای در بازارهای مالی سرمايه گذاران و مديران صندوق هاي سرمايه گذاري رمه را بصورت پذيرش ريسك فراوان بدون اطلاعات کافي ، افزايش نرخ معاوضه ريسك و بازده و اولين نشانه اغتشاش  و فرار به پناهگاه مناسبتر توصیف می کنند. رفتار رمه اي ، نوسانات و بي ثباتي بازار را افزايش و شكنندگي  سيستم مالي را شديد تر و وخيم تر مي کند .   (              (Bikhchandani & Sharma دیدگاه معامله گران اختلال زا در مالیه : بعضي از تغييرات در تقاضاي سرمايه گذاران براي دارائيها کاملا عقلايي است و بر اساس اطلاعاتي که بر نرخ رشد آتي سود تقسيمي و ريسك يا ريسك گريزي تأثير مي گذارند ، استوار است . اما بلك و کيل  اعتقاد دارند که همه تغييرات تقاضا عقلايي به نظر نمي رسد و بعضي از آنها پاسخي هستند به تغييرات در انتظارات يا احساسات که بطور کامل توسط اطلاعات توجیه نمی شود. بلك و کيل براي چنين سرمايه گذاراني از واژه معامله گران اختلال زا استفاده کرده اند . رفتار سرمایه گذاران: سرمايه گذاران را می توان از نظر پذيرش ريسک و شکل منحنی مطلوبيت به سه دسته تقسیم کرد: الف - افراد ريسک گريز( Risk Averse )   اين افراد استراتژی محافظه کارانه دارند.مطلوبيت نهايی افراد ريسک گريز با افزايش ثروتشان کاهش می يابد . بنابراين هر فردی که منحنی مطلوبيت ثروت او مقعر باشد ريسک گريز است. يک شخص ريسک گريز ترجيح می دهد که يک بازده مطمئن به دست آورد و در حالی که شانس و اقبال مطرح باشد شرکت نخواهد کرد.   ب- افراد ريسک پذير (Risk lover ) اين افراد استراتژی جسورانه دارند. فرد ريسک پذير کسی است که تابع مطلوبيت ثروت او به صورت محدب باشد، بنابراين برای اين شخص مطلوبيت نهايی با افزايش ثروت افزايش می يابد و شخص هميشه در اين حالت خواهان پذيرش ريسک است و دوست دارد شانس خود را آزمون کند .       ج-  افراد خنثی نسبت به ريسک (Risk neutural )   سومين گروه افرادی هستند که به اصطلاح آن ها را ريسک خنثی می نامند. اين افراد ارزش پولی را مقدار ارزش اسمی آن می دانند.تابع مطلوبيت چنين افرادی به صورت يک خط  مستقیم است . رفتار ريسک خنثی اغلب در افرادی ديده می شود که بيش از حد ثروتمند هستند.                                                                                                                                                                                                                انواع راهبردهاي سرمايه گذاري در سهام                 الف- راهبرد سرمايه گذاري معكوس   اين راهبرد كه بر اساس فرضيه واكنش بيش ازحد اندازه سرمايه گذاران معرفي شده است، توصيه مي كند كه سهامي كه در گذشته عملكردي نامناسب داشته اند (سهام بازنده ) و بازار نيز در حال حاضر نسبت به آن ها بسيار بدبين است خريداري شده و سهام موفق گذشته كه  بازار نيز در حال حاضر نسبت به آن ها بسيارخوش بين است (سهام برنده) فروخته شوند تا در دور ه هاي بعد كه پديده بازگشت بازده به وقوع مي پيوندد، به بازده مازاد با اهميتي دست يافت. ب-  راهبرد سرمايه گذاري قدرت نسبي (مومنتوم ) در اين راهبرد كه بر اساس فرضيه واكنش کمتر از حد مورد انتظار سرمايه گذاران معرفي شده است، بيان مي شود كه سرمايه گذاران بنابه دلايلي قيمت هاي اوراق بهادار را بر اثر واكنش هاي كمتر از حد مورد انتظار نسبت به اطلاعات جديد به طور صحيح تعيين نكرده اند و مي توان در دوره هاي ميان مدت(حداكثر تا يك سال ( بعدي از طريق خريد و يا نگهداري سهام برنده و فروش سهام بازنده به بازده مازاد با اهميتي دست يافت . عوامل روان شناختي مرتبط با علت هاي واكنش كمتر ازحد موردانتظار سرمايه گذاران : الف-  تورش محافظه كاري اين تورش كه توسط ادواردز مطرح شد، بيان گر اين است  که سرمايه گذاران به صورت كُند خود را با اخبار جديدي كه وارد بازار مي شوند، وفق داده و انتظارات خود را آرام آرام در قيمت هاي بازار وارد مي كنند. محافظه كاري باعث مي شود تا اشخاص به آخرين اخبار مربوط به سودآوري، وزن كمتري قايل شوند  به عبارت ديگر زماني كه سرمايه گذاران خبر خوبي را در ارتباط با سود شركت دريافت مي نمايند، به گونه اي اقدام مي نمايند كه شايد قسمتي از شوك، در دوره بعدي معكوس خواهد شد؛ در واقع آن ها به يك الگوي "برگشت به ميانگين " اعتقاد و باور دارند. ب- نظريه لنگر انداختن اين نظريه بيان گر اين است كه افراد براي شروع فرآيند تصميم گيري و تجزيه و تحليل از بخشي خاص از اطلاعات استفاده مي كنند و براي پيش بيني خود اطلاعات موجود را بر آن اساس تعديل مي نمايند. به اعتقاد تيورسكي و كانمن تكيه گاه در واقع نوعي محافظه كاري محسوب می شود. پ-  اطمينان بيش از حد اندازه    بيان گر تمايل به برآورد بيش از حد توانايي و خلاقيت هاي خود مي باشد . این تورش باعث مي شود تا معامله گران در بازارهاي اوراق بهادار، به اطلاعات و اعمال ديگران محل و وزن كمتري قايل شوند . اطمينان بيش از حد، باعث مي شو د تا اشخاص اقدام به انجام معاملات بيش تري نمايند و به دليل تحمل هزينه هاي معاملات و نيز انتخاب هاي نادرست، بازده كمتري كسب نمايند. ت-  موفقيت منتسب به خود          اين تورش كه يكي از عوامل اصلي خود فريبي سرمايه گذاران در بازارهاي سرمايه  مي باشد، ناشي از نظريه نسبيت در روان شناسي مي باشد. در اين نظريه، افراد رويدادهايي را كه معتبر بودن اعمال آن ها را تاييد مي كند به توانايي هاي بالاي خود و رويداد هايي را كه اعمال آن ها را تاييد نمي كنند، به شانس و اقبال بد خود و عوامل بيروني نسبت مي دهند . پدیده تجمع قیمتی: پديده تجمع قيمتي  يكي از بي نظميهاي  بازار سرمايه است كه حكايت از تورش و سوگيري در تصميم گيري و رفتار سرمايه گذاران و گرایش به اعداد خاص در بازار است . اين پديده شامل ترجيح بعضي از اعداد بر ساير اعداد در معاملات است و معاملات با فراواني بيشتري در اعداد رند اجرا مي شوند  .  افراد تمايل دارند، كسورات را به نزديكترين عدد رند كنند. اعداد رند و اعداد كامل فراواني بيشتري در بازار دارند و پس از اعداد كامل، اعداد نيمه  فراواني بيشتري دارند . همچنين اعداد زوج در بازار تكرار پذيري بيشتري دارند. برخی از دلايل وجود پديده تجمعی : فرضیه جذابیت : استدلال ميكند كه تجمع قيمتها نتيجه گرايشهاي روانشناسي براي بعضي از اعداد است. يعني بعضي از اعداد به صورت ذاتي جذابترند. براي مثال سرمايه گذاران به طور طبيعي اعدادي را كه به صفر يا پنج ختم ميشوند، ترجيح ميدهند ؛ زيرا به ياد آوردن آنها راحتتر است. فرضيه تفكيك : ترس و تسوگل استدلال ميكنند، تجمع قيمتها هنگامي كه عدم اطمينان راجع به ارزش شركت بيشتر باشد، محتمل تر است. آنها ادعا کردند که باید براي شركتهاي كوچكتر و با ريسك بيشتر، تجمع بيشتري كشف شود. ولی حمایت اندکی را برای این فرضیه به دست آوردند. خطاهاي ادراكي تصميمات سرمايه گذاري: متأثر از حالات رواني در وضعيت طبيعي و غيرطبيعي هستند. از جمله خطاي اطمينان بيش از حد ، خطاي دسترس ، خطاي پس بيني  (ادراك پس از وقوع ) ، خطاي تشديد تعهد و خطاي تصادفي بودن است . خطاي بيش اطميناني : بيش اطميناني را مي توان به صورت ايماني نابجا به استدلال شهودي، قضاوت ها، و توانايي هاي شناختي فرد خلاصه كرد.  سرمايه گذاران بيش مطمئن بيشتر از سرمايه گذاراني كه از روي منطق عمل ميكنند، معامله ميكنند. اين انگيزه آن ها را بر آن ميدارد كه سهام با قيمت بالا خريداري كنند و چون اطلاعاتشان ناقص است به كاهش قيمت سهام در بازار مالي منجر شده و بازدهي بالقوه آن ها كاهش مييابد. به طوركلي اعتماد به نفس كاذب باعث ميشود، سرمايه گذار سهام را با بيشترين قيمت بخرد و به كمترين قيمت بفروشد كه اين باعث حجم بيشتر معاملات شده و به بروز حباب قيمتي در بازارهاي مالي منجر ميشود. خطاي دسترسي: خطاي دسترسي بيانگر تمايل فرد به تصميم گيري و قضاوت بر اساس اطلاعات آماده و در دسترس است   ذهن انساني تمايل دارد كه بر مبناي اطلاعات در دسترس به سرعت نتيجه گيري كند. حافظه انسان وقايع احساس برانگيز و به ويژه وقايع اخير را سريع بازيابي مي كند. در ارزشيابي آخر ماه يا آخر سال، وقايع آخر ماه يا سال در دسترس ترند تا وقايع روزها يا ماه هاي اول؛ بنابراين ادراك را تحت تأثير قرار ميدهند. بنابراین زمانی که اطلاعات مقتضي با اين معناي كاربردي در دسترس نباشند، تصميمات سرمايه گذاران در نهايت دچار نقصان ميشود . خطاي تشديد تعهد: تشديد تعهد زماني رخ مي دهد كه روند و جريان تصميم، يكسري از تصميمات متوالي را در پي داشته باشد. تشديد تعهد به اين موضوع اشاره دارد كه حتي وقتي يك تصميم اشتباه است و شواهد و تبعات تصميم نيز اين امر را تصديق مي كند باز هم اصر ار بر ادامه آن تصميم وجود دارد و شديدتر مي شود. حتي زماني كه خود فرد مسئول شكست است اصرار بر تعهد پيشين تشديد مي شود تا نشان دهد كه تصميم اوليه اش غلط نبوده است . خطاي تصادفي بودن: ادراك انسان كم و بيش تحت تأثير شانس و خرافات است. البته اين امر در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است. براي مثال در مشرق زمين اعتقاد به شانس و خرافات بيشتر است. اين امر با كانون كنترل مرتبط است. كساني كه كانون كنترل بيروني دارند اعتقادشان به شانس و خرافات بيشتر است و برعكس كساني كه كانون كنترل دروني دارند، اعتقاد كمتري به شانس و خرافات دارند. اين مسئله در بورس اوراق بهادار و خريد و فروش سهام بسيار اتفاق می افتد. خطاي پس بيني: بعضي مواقع افراد تمايل دارند، باور كنند مي توانند پيامد يك واقعه را به درستي پيش بيني كنند، البته بعد از زماني كه آن واقعه اتفاق افتاده است. وقتي واقعه اي رخ مي دهد و فرد بازخور درستي در مورد پيامدهاي آن مي گيرد، به راحتي نتيجه ميگيرد ، اين پيامد همان طوري كه من در قبل گفتم بديهي بود. افرادي كه بعد از يك مسابقه فوتبال تيم برنده را با اطمينان پيش بيني مي كنند، هميشه بيشتر از افرادي هستند كه قبل از مسابقه اين كار را می کنند. حافظه فرد در اين شرايط انتخابي عمل مي كند و پيش بيني خود را متناسب با آن چيزي كه در واقع رخ داده است، بازسازي مي كند. يكي از مدل هاي بسيار معروف در زمينه شخصيت سرمایه گذار، مدل پنج عاملي است . ابعاد مدل پنج عاملي عبارتند از: برونگرايي:  شخص برونگرا اغلب متوجه عوامل عيني و خارجي است و زير نفوذ آن ها قرار دارد. برون گرایان افرادي خون گرم، زودآشنا، اهل معاشرت و گفت وگو هستند، به محسوسات و ملموسات توجه دارند، به راحتي دل مي بندند و به راحتي دل بر ميكنند، به سرعت تصميمي ميگيرند، در زمان حال زندگي ميكنند، افراد مقيد و اصولي نيستند. سازگاري : سازگاري، تفاوت هاي فردي در رابطه با همكاري هاي اجتماعي را منعكس ميكند. اين بعد به تمايل فرد به احترام گذاردن به ديگران دلالت دارد. اين افراد به آساني اعتماد ديگران را به خود جلب ميكنند. وظيفه شناسي : اين بعد به قابل اعتماد بودن فرد دلالت دارد. افراد با وجدان مسئوليت پذير ، پايدار، ساختار يافته و قابل اطمينان هستند. افراد بي وجدان بي ساختار ، غير قابل اعتماد و پريشان احوال هستند. روان رنجوري: روان رنجورها كساني هستند كه براي حل صحيح مشكلات زندگي خود فعاليت لازم و مطلوب ندارند، از طرفي بيشتر در تلاش براي دستيابي به اهداف شخصي ، خودمحور و خودخواهانه هستند و به دنبال هدف هاي برتري جويي هستند. رويه هاي روان رنجوري شامل اضطراب، پرخاشگري، افسردگي، كمرويي و آسيب پذيري است. گشودگي به تجربه: افراد انعطاف پذير، مايل به پذيرش عقايد جديد و ارزش هاي غير متعارف هستند و آماده پذيرش عقايد سياسي و اجتماعي و اخلاقي جديد هستند . آن ها  سادگي و وضوح را بر پيچيدگي و ابهام ترجيح ميدهند. رويه هاي انعطاف پذيري شامل تخيل، زيباپسندي، احساسات، عقايد است . Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:FA;}